هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

38

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

حسن را طورى توصيف كنند كه او پيش از هر چيز ، در انديشهء زنهاست . همهء منابع موثق حكايت از آن دارند كه امام حسن و امام حسين ( ع ) هر آنچه را كه در اختيار داشتند در راه خدا ، بذل و بخشش مىكردند و مستمندان و محرومان را بر خودشان اولويت مىبخشيدند و هديه‌هاى معاويه را مىپذيرفتند چون آنها را حق خويش مىدانستند و خود را از او و امثال او كه خلافت را به ناحق غصب كرده و بر امت مسلط شده و داروندار آن را براى خريد و دست و پا كردن ياران و خائنانى چون مغيرة بن شعبه و عمرو بن العاص و ديگران به كار مىگرفتند ، محق‌تر مىدانستند . آنها هداياى معاويه را مىپذيرفتند تا آنها را به صاحبان محروم و مستمند آن برسانند همه زندگى و وجودشان براى خدا و در راه خدا بود و اين مطلب ميان راويان و مورخان مشهور است كه امام حسن ( ع ) هر ساله نيمى از دارايىاش را به مستمندان و نيازمندان مىبخشيد و نيم ديگر را براى اهل و عيال خود باقى مىگذاشت . و در برخى روايات آمده كه او ، همهء دارايىاش را بذل و بخشش مىكرد امام حسين ( ع ) نيز چنين بود نه پولى مىاندوخت و نه براى پول ، ارزشى قائل بود . روايات متواتر از وى هست كه او در حالى بيست و پنج بار پاى پياده به حج رفت كه اشتران در پس و پيشش در حركت بودند و هرگاه كه او و برادرش بر سوارى مىگذشت سوار از مركبش پايين مىآمد و با آنها پياده راه مىرفت ، اين كار براى مردم دشوار بود گروهى از حجاج نزد سعد بن ابى وقاص آمده به او گفتند پياده روى به ما فشار آورده است و نمىتوانيم در حالى كه فرزندان رسول خدا پياده هستند ، سوار مركب خود شويم ؛ سعد به ايشان گفت : پياده روى به مردم فشار آورده است و هيچ كس نمىخواهد تا شما پياده هستيد ، سوار مركب خود شود چه بهتر كه شما نيز به خاطر مردم سوار شويد . گفتند : ما خود را موظف كرده‌ايم كه پياده برويم ولى راه خود را عوض مىكنيم . چنين هم كردند و به راهى رفتند كه كسى از مردم ايشان را نبيند . و در روايت ابن عساكر به نقل از ابو سعيد خدرى آمده است كه او مىگويد : امام حسن و امام حسين ( ع ) را ديدم كه نماز عصر را با امام در كعبه بجاى آوردند . آنگاه نزديك حجر الاسود آمدند و هفت بار طوافش كردند و دو ركعت نماز بجاى آوردند مردم آنچنان آنها را احاطه كرده بودند كه نمىتوانستند رد شوند سرانجام به يارى مأمورى كه همراهشان بود موفق شدند از ميان مردم راهى براى خود باز كنند . هر جا كه حضور مىيافت مردم همچون حلقه او را در برمىگرفتند ، يكى دربارهء